دیروزعصر دو پیشنهاد داشتم .دعوت به یه تئاتر و یک نمایشگاه عکاسی با عنوان زن که در گالری ماه مهر برپا شده بود.اگه دغدغه ی مسائل زنان داشته باشید مطمئنا مثل من نمایشگاه عکس رو ترجیه میدادین ...با خودم فکر کردم یک گزارش هم برای سایت می نویسم و یک مصاحبه هم اگر شد می گیرم
خبر این نمایشگاه رو از یکی از دوستان شنیدم که او هم از بی بی سی خونده بود. نمایشگاه مشترکی از عکس های ساتیار امامی، مجید سعیدی، کارن فیروز، عباس کوثری و رضا معطریان.
ساعت 7 با همون دوست قرار می گذارم که تو حیاط گالری ببینمش گرما.. ترافیک و معطلی پشت چراغ قرمز ازیک طرف ، چراغ قرمز باک بنزین ماشین هم از طرف و خلاصه همه چیز دست به دست هم داده که اعصاب و روان من کاملا به هم بریزه. به هر ترتیبی که هست خودم رو با ده دقیقه تاخیر می رسونم به گالری ...
خبر این نمایشگاه رو از یکی از دوستان شنیدم که او هم از بی بی سی خونده بود. نمایشگاه مشترکی از عکس های ساتیار امامی، مجید سعیدی، کارن فیروز، عباس کوثری و رضا معطریان.
ساعت 7 با همون دوست قرار می گذارم که تو حیاط گالری ببینمش گرما.. ترافیک و معطلی پشت چراغ قرمز ازیک طرف ، چراغ قرمز باک بنزین ماشین هم از طرف و خلاصه همه چیز دست به دست هم داده که اعصاب و روان من کاملا به هم بریزه. به هر ترتیبی که هست خودم رو با ده دقیقه تاخیر می رسونم به گالری ...
پوستر نمایشگاه :
تا رها از راه برسه تصمیم می گیرم سرکی به طبقه پایین گالر ی بکشم و عکس ها رو می بینم :
قیمت این عکس 200 هزار تومن و کار محسن نامجو عکاس هنرمندی از اصفهان هست با خودم فکر می کنم با این قیمت کدوم آدمی عکس این پاها رو می خره که بزنه به دیوار خونه ش و به این که انگیزه ی این هنرمند محترم از گرفتن چنین عکسی چی می تونه باشه؟ بعد به مفهوم خلاقیت و هنر خلاق در عکاسی فکر می کنم !!
به حیاط برمی گردم و رها منتظرمه. جلو می افته و می ره به سمت بوفه. می گم بوفه چرا؟ مگه نگفتی دیر شده ؟ می گه نه خب همینجاست تو بوفه گالری! و همینجا بود که می بینید:
عکس های خوبی ارائه شده بودند اما هیچ نگاه خاصی نداشت یا حرفی برای گفتن: